دوستان عزیز
سلام ؛ فلسفه خلقت انسان با توجه به بيان قرآن كريم عبوديت و بندگي است و از طرفي
وجه تمايز انسان با ساير موجودات به عاقل بودن و حركت او به سوي كمال مي باشد،
اهميت و جايگاه اين دو فريضه الهي، يعني امر به معروف و نهي از منكر بيشتر تبيين و
روشن مي گردد. از آنجاييكه انسان غافل است و به دليل عارض شدن نسيان بسياري از
مواردي كه مفيد براي اوست فراموش ميكند بنابراين امر به معروف و نهي از منكر جزء
ضرورياتي است كه در جهت نيل به كمال براي هر انساني ضرورت پيدا مي كند. به اين جهت
است كه حضرت امام محمد باقر(ع) مي فرمايد: «ان الامر بالمعروف و النهي عن المنكر
فريضه عظيم بها تقام الفرائض ...» يعني امر به معروف و نهي از منكر واجب عظيم و
بزرگي است كه پابرجايي ساير واجبات به آن بستگي دارد. از تعبير "بها تقام
الفرائض" چنين استفاده مي شود كه امر به معروف و نهي از منكر از لوازم حكومت
اسلامي به شمار مي رود.
امام حسین علیه السلام
مي فرمايد: «و أن آمر بالمعروف و أنهي عن المنکر»؛ تعبير «امر به معروف و نهي
از منکر» و همچنين اين مطلب را که قيام عاشورا براي امر به معروف بود ،
حال موضوع ابهام اینجاست که چه تفاوتي بين امر به معروفي که ما شنيده ايم،
علما از آن بحث مي کنند، و شرايط خاصي براي آن قائل هستند، با امر به معروفي
که حضرت (ع) بيان مي کنند و به آن عمل مي کنند، وجود دارد؟ ما چنين امر به
معروفي نشنيده بوديم که انسان براي تحقق آن دست زن و فرزندان خود را بگيرد،
در بياباني بي آب و علف با عده اي که توجهي به امر به معروف او نکرده
اند بجنگد و در آن جا به شهادت برسد. اين چگونه امر به معروفي است؟
از طرف
ديگر، ما شينده ايم که براي امر به معروف و نهي از منکر شرايطي ذکر مي کنند و
مي گويند شرط امر به معروف اين است که انسان خوف ضرر نداشته باشد.
حال آن که حضرت (ع) در
اين جا با يقين به ضرر اقدام به امر به معروف کردند. چگونه اين عمل حضرت با احکامي که ما
در مورد امر به معروف و نهي از منکر مي شناسيم و با آن هاآشنا هستيم،
سازگاري دارد؟ به دنبال اين سؤال برخي مي گويند که اين نوع امر به معروف حکمي
اختصاصي براي سيدالشهداء (ع) بود که از آسمان نازل شده بود و فقط در حق
ايشان بود. بعضي ها هم اين گونه مي گويند که براي هر کدام از ائمه اطهار (ع)
وظيفه اي اختصاصي وجود داشته است که از جانب خدا براي آنان تعيين و مشخص شده
بود، و اين اعمال ملاک عامي نداشته و قابل سرايت به ديگران نيست. آيا اين
پاسخ صحيح و قانع کننده اي است؟ آيا اين امر به معروف خاصي بود که
سيدالشهداء (ع) به اين شکل انجام بدهد، يا نه ممکن است روزگاري بيايد که لازم باشد
افراد ديگري به همين صورت عمل کنند؟ اين ها سؤال هايي است که ممکن است
مطرح شود و حتي ممکن است ابتدائاً جواب هاي مثبت يا منفي هم به نظر برسد.
اما بايد سؤال را مورد توجه قرار داد و جواب روشن کننده اي براي آن ارائه
کرد.
قبل از اين که به توضيح
جواب اين سؤال ها بپردازيم، خوب است اشاره اي به اهميت امر به معروف و نهي منکر در
قرآن، روايات و کلمات اهل بيت داشته باشيم.
به طور كلي
مي توان گفت كه ريشه و كليات احكام شرعي را بايد در قرآن كريم و شرح و تفصيل و
شاخه هاي آن را در سنت جست. قرآن كريم در آيه هاي فراواني به فريضه امر به معروف و
نهي از منكر اشاره كرده است .
شایان ذکر
است وجوب امر به معروف و نهي از منكر از بديهيات است و كسي از مسلمانان در آن شك
نكرده است.وجوب اين دو فريضه در همه اديان الهي بوده و امتهاي گذشته نيز بدان
مكلف بوده اند. در ادامه بصورت تیروار نگاهی به اهمیت موضوع امر به معروف و نهی از
منکر خواهیم داشت ؛
امر به
معروف و نهي از منكر از شئون پيامبري می باشد.
طبغ بر
بررسی های انجام شده ترك امر به معروف و نهي از منكر علت نابودي جوامع گذشته بوده
است.
در مقاله
ذکر شده بود که زنان نيز مكلف به امر به معروف و نهي از منكر هستند.
امر به
معروف و نهي از منكر از حقوق متقابل مسلمانان است و افراد جامعه اسلامي در برابر
آن مسئولند.
به طور كلي
اگر آيات قرآن را در مورد امر به معروف و نهي از منكر بررسي كنيم، مي بينيم كه از
ذات پاك خداوند صادر شده و پيامبران، حاكمان صالح، مجموعه امت و فرد فرد جامعه
موظف به اجراي آن هستند.
با بررسي
عميق تر در مضامين آيات و روايات اسلامي و معارف ديني ؛ كاملاً مبرهن است كه
بيانات معصومين(ع) ترجمان قرآن كريم و تفسير آن است و هر دو از يك منبع سيراب ميشوند.
در اين زمينه اين دو فريضهالهي را از منظر روايات معصومين(ع) مورد بررسي قرار
داده بطور مثال ؛
قال رسول
الله(ص): "الا اخبركم عن اقوام ليسوا بانبياء و لا شهداء يغبطهم الناس يوم
القيامه بمنازلهم من الله عز و جل، علي منابرهم من نور.
قيل: من هم يا رسول الله؟
قال: هم الذين يحببون عبادالله الي الله و يحببون الله الي عباده.
قيل: هذا حببوا الله الي عباده فكيف يحببون عبادالله الي الله؟
قال: يامرونهم بما يحب الله و ينهونهم عما يكره الله فاذا اطاعوهم احبهم
الله".
پيامبر اكرم(ص)
در رابطه با اهميت امر به معروف و نهي از منكر فرمودند: آيا شما را از كساني خبر
دهم كه نه انبيا و نه شهدا هستند ولي مردم(انبيا و شهدا) به مقام و مرتبت و جايگاه
آنان در پيش خدا كه بر منبرهايي از نور هستند غبطه مي خورند؟ سؤال شد: اي رسول خدا(ص) آنان چه كساني
هستنند؟ پيامبر(ص) فرمود: آنان كساني
هستند كه بندگان خدا را محبوب خدا و خدا را محبوب بندگانش مي گردانند. سؤال شد: معناي محبوب گردانيدن خدا در پيش
بندگانش معلوم است اما چگونه بندگان خدا را محبوب خدا مي گردانند؟ پيامبر(ص) در جواب فرمود: به چيزي كه خداوند
متعال دوست دارد دعوت مي كنند و از چيزي كه خداوند متعال بدش مي آيد نهي مي كنند،
پس هنگامي كه بندگان خدا، او را اطاعت مي كنند محبوب خدا مي گردند و خداوند متعال
آنان را دوست مي دارد.
هدف عمده و
اساسي در امر به معروف و نهي از منكر محقق شدن معروف و زدوده شدن منكر است. براي
نيل به اين هدف به نظر مي رسد كه بايد به دنبال بهترين و مؤثرترين راهكارها و شيوه
هاي عملي بوده باشيم ؛اولين و مؤثرترين شيوه در امر به معروف و نهي از منكر تبليغ
عملي است. يكي از مهمترين عوامل موفقيت پيامبر اكرم(ص) و ائمه(ع) در ترويج و گسترش
مكتب، توجه به اين شيوه بوده است. پيامبر اكرم(ص) در اغلب كارها از قبيل كندن
خندق، ساختن مسجد و برنامه هاي فرهنگي و اجتماعي و .... قبل از اينكه ديگران را
تشويق به اين كار كند خود پيشقدم مي شد، همچنانكه امامان معصوم(ع) به اين طريق عمل
مي كردند. دومين اصلي كه در تأثير امر به معروف و نهي از منكر در خور توجه است،
احترام به شخصيت افراد مي باشد. مرتكبان منكر تا وقتي كه متجاهر به گناه نشده اند،
و به طور آشكار خود را نيالوده اند محترمند و نبايد به هتك حرمت آنها پرداخت. معمولا
ما انتظار داريم كساني كه در گرداب منكرات غوطه ور شده اند يك دفعه آنها را از
گرداب در آوريم و يك مسلمان ايده آل بسازيم؛ در حاليكه تربيت امري تدريجي است و
فضايل و رذايل هيچكدام يك مرتبه در جان انسانها به وجود نمي آيند. در حقيقت مي
توان گفت كه از علل نزول تدريجي قرآن توجه به اين نكته مهم است، چرا كه قرآن كتاب
تربيتي است و براي هدايت انسانها به سوي كمال مطلوب نازل شده است. از شيوه هاي
مهم و مؤثر در امر به معروف و نهي از منكر، نرمخويي و محبت است؛ خصلتي كه موفقيت
پيامبر(ص) بنا به تصريح قرآن كريم مرهون آن بوده است. يكي از امتيازات مكاتب الهي
تشويق به خوبيها و ارزشهاست.
شكي در اين
مسئله نيست كه محيط هر چند نقش زيربنايي ندارد ولي در پرورش فضايل و رذايل نقش
اساسي دارد. رسالت انبيا نيز مبتني بر اين اصل بود كه محيط را به گونهاي آماده
سازند تا خود مردم عدالت را بر پادارند:"ليقوم الناس بالقسط".بنابراين
پيامبر اكرم(ص) مي فرمايد: "كلكم راع و كلكم مسئول عن رعيته".
علماي
اسلام براي امر به معروف و نهي از منكر مراتب و درجات و همچنين اقسامي قائل شدهاند.
اولين درجه و مرتبه نهي از منكر، هجر و اعراض يا انكار قلبي است و اين در مواردي
است كه ما با شخصي كه با او صميميت داريم قطع رابطه كنيم و نسبت به او سردي نشان
دهيم و اين برخورد، براي او تنبه تلقي شود، يعني تحت يك زجر و شكنجه روحي قرار
گيرد و اين عمل ما در جلوگيري از كار بد او تأثير داشته باشد؛ در غير اين صورت چه
بسا فردي كه از قطع رابطه ما استقبال كرده و او هم قطع رابطه كند و آزادتر دنبال
منكرات و كارهاي زشت برود در چنين مواردي اين كار درست نيست.
درجه دومي
كه علما و دانشمندان براي نهي از منكر ذكر كرده اند، مرحلة زبان است. چه بسا آن
بيماري كه دچار منكري است، به دليل جهالت و ناداني و تحت تأثير يك سلسله تبليغات قرار
گرفته است، احتياج به مربي، هادي، راهنما و معلم دارد تا با او تماس بگيرد و با
كمال مهرباني با او صحبت كند، موضوع را با او در ميان بگذارد تا معايب و مفاسد را
برايش تشريح كند تا آگاه شود و بازگردد.
مرحله سوم
عمل است. گاهي طرف در درجه و حالي است كه نه اعراض و هجران و نه زبان و بيان بر او
تأثير نميگذارد. در اينجا بايد از راه عمل وارد شد. وارد عمل شدن نه تنها به زور
گفتن نيست، كتك زدن و مجروح كردن نيست، البته مواردي هم هست كه جاي تنبيه عملي است
كه آن هم از شئون حكومت اسلامي است و شهروندان جامعه اسلامي از پيش خود حق اعمال
اين تنبيهات را ندارند. امر به معروف عملي اين است كه نبايد تنها به گفتن قناعت
كند و فكر كنيم همه چيز را گفتن درست مي شود. گفتن، شرط لازم است ولي كافي نيست.
بايد عمل كرد و آنچه مربوط به شهروندان است برخورد عملي غيرمستقيم است. التماس دعا /